از این سرویس آسوده می شویم با تمام اذیت کردنهایش وبا عدم انتخاب فونتی ونامنظمی اش . شاید هم باید خداحافظی بکنم از شیطنتهای کودکانه که ارمغان چند ساله ام در این وبلاگ بوده است . با این وبلاگ بزرگ شده ام . نوجوان بودم، دانشجو شدم ومتاهل . کوچ می کنیم در وبلاگ دیگر ، هرچند بد قلم شده ام یا شده ایم یا خشکیده ایم اما سعی میکنیم در آن وبلاگ مرتب بنویسیم ، هرچند دنیای وبلاگ نویسی مدتها با وجود شبکه های اجتماعی مرده است .
ادرس وبلاگ : http://jornalism1.blogfa.com/
روز های سوم وچهارم شعبان یکی از این روزها جشن زنونه ای در خونمون منعقده کسانی که دوست دارند تشریف بیارند یا ما توفیق دعوت کردنشون در جشن عروسی رو نداشتیم کافیه یک ایمیل بزنند یا یک کامنت با ایمیل یا تلفن بگذارند که آدرس خونه وتاریخ دقیق داده شه.باید عرض کنم خونمون قمه . از تهرانم خیلی راحت با یک مترو ویک اتوبوس رفت وبرگشت روی هم چهار تومن میتونید تشریف بیارید
دیگر دارد جام جهانی تمام می شود مهم نیست هلند ببرد یا اسپانیا مهم این است که دوست داشتم غنا بیاید بالا غنا نماد افریقای استعمار زده الماس ربوده وبعد که غنا اوت شد نوبت به آرژانتین رسید واو هم رفت وتنها یک چیز ماند برای دلخوشی وآن هم حذف انگلیس بود وآلمان ودست آن جانورک پیش گو درد نکند.
دوم فردا پایان تمام سختی ها وخستگیهاییست که جامعه روی دوش زوج ها می اندازد بدون اینکه معلوم شد نصیب زوج جوان از عروسی چیست ؟ وچه می شد اگر می شد که آدم برود سفر خارجه وسیروا فی الارض کند ،شاید دوستانی که من را بشناسند وفردا هم باشند منتظر کارهای خلاف عادت باشند اما نشد که بشود وتنها چیزی که توانستیم قالب کنیم والبته هنوز پروژه به طور کامل لو نرفته دادن یادبودی کتابی به اسم بوی باران به میهمانها می دهیم . آرزومند ودعاگوی ما باشید.
سوم اینکه به زودی از این سرویس داغان که حتی نمی توانم فونتش را به دلخواه تغییر می دهم برویم شاید تاهل کامل بهانه ی خوبی باشد برای تغییر وبلاگ . خبر می دهم .
به برکت یک سرویس داغان وعدم دسترسی به سرویس وبلاگ این مطلب با تاخیر دو روزه اپدیت می شود . از آنجایی هم که الان میخواهیم برویم بیرون نمی توانیم مطالب را ویرایش کنیم پیشاپیش معذرت
........
١-میلاد مادرم فاطمه (س) وروز زن مبارک.مادرها خیلی گلند خیلی.این روز را مخصوص و ویژه به همسرم که هدیه حضرت زهراست نیز تبریک می گویم.
2-حمله ی صهیونیست ها به کشتی حامل کمک به مردم غزه واقعا مبهوت کننده است .بی پروایی این حیوانها در جنایت آنقدر زیاد است که نیازی نیست در چارچوب هیچ معیار دینی یا حقوق بشری استدلال کنی وبه تحلیل قضیه بپردازی. نمی دانم چه بگویم. از غیر خودی ها توقعی نیست خاک بر سر مسلمان ها!
3- هم روز مادر هم حمله ی صهیونیست ها هر دو موضوعاتی بودند که جا داشت مفصل تر به آنها بپردازم اما الان دوست دارم در مورد چیزی بنویسم که شاید بی ربط باشد اما بی ربط یا باربط دوست ندارم مطالبم اسیر کلیشه باشد .
4- سه شنبه شب وبرنامه ی هفت (( بحث های سینمایی)) .گفت وگویی بین فراستی ((منتقد سینما)) وفرحبخش ((تهیه کننده ی سینما)) با مجری گری فریدون جیرانی.
از وضعیت سینمای ایران متاثر بودم متاثرتر شدم.طرز صحبت کردن آقای تهیه کننده به همه کس شبیه بود
جز یک تهیه کننده ای که قرار است فیلم بسازد. فیلمی که به اعتقاد من یکی از مهم ترین شاخصه های تاثیر گذار فرهنگیست.
مجالی برای طرج مسائلی مثل تاثیرات مستقیم وغیر مستقیم سینما بر فرهنگ نمی بینم . اعتراف می کنم که از زمانی که مجموعه ای از این دغدغه ها را جلوی وزیر ارشاد سابق مطرح کردم واحساسم می گفت که حتی او نفهمید من چه گفتم ، دغدغه های فرهنگیم نیمه سرخورده شده است.
خدابیامرزد استاد بی نظیر مطهری را که چند مدت بعد از انقلاب در یک سخنرانی با آن لحن زیبای خطابه ای خود داد می زد که درست است ما از لحاظ سیاسی به پیروزی رسیده ایم اما هنوز از لحاظ فرهنگی و... بسیار کار داریم.
پس از گذشت سه دهه از انقلاب 57 هنوز شاهد تاخت وتاز(( فیلم فارسی)) هایی هستیم که به قول آقای فراستی دین ستیز تر ومبتذل تر از قبل انقلاب شده اند .تنها فرقی که این فیلم ها وفیلم فارسی های قبل از انقلاب دارند چند عدد روسری وحذف چند پلان رقص است هرچند به تعبیر صحیح فراستی سکس پنهان در این فیلم ها موج می زند. بگذریم از اینکه جناب تهیه کنند کلا وجود مفهومی به نام سگس پنهان یا ابتذال را منکر می شد(( مفهوما نه حتی مصداقا)).فیلم فارسی های گذشته با وجود تمام زشتی خود برخی مفاهیم مثل جوانمردی و...را ترویج می کردند اما فیلم فارسی های به اصطلاح اسلامی امروز حتی این ویژگی های مثبت را هم ندارند.
اوج اعصاب خوردی من آنجایی بود که فرحبخش از صحیفه ی نور مثالی از حضرت امام (ره) زد. کاری ندارم مثالش با ربط بود یا بی ربط که صد البته بی ربط بی ربط بود اما ذات این نوع بحث ها انسان را حرص می دهد که نوعی عادت اجتماعی شده که چرت وپرت بگوییم وجمله ای یا مطلبی را دست وپا شکسته از شرع یا امام و... به آن بچسبانیم.
مثال سیستم فرهنگی ما مثل پدر ومادریست که صبح وشب خشونت به خرج می دهند اما به بچه ی خود توصیه می کنند که هیچ وقت نباید دعوا کنند . سینمای ما که یکی از تاثیر گذارترین مولفه ها در شکل دهی معناهای اجتماعیست مستقیم یا غیر مستقیم خیلی از ارزشهای اجتماعی ودینی ما راه له می کند وما در اعمال به اضطلاح انقلابی خواستار مثلا مبارزه با بدحجابی می شویم بی توجه به اینکه سرچشمه را باید درست کرد . عادت ما شده که جوبکاریم وتوقع برداشت گندم کنیم.
…………………………………………………………………………………………………………………………………………
برای ما دخترها خیلی پیش آمده که مثلا مادرمان اوامری صادر فرمایند که مثلا ظرف بشور وما بگوییم نمی خواهیم وخیلی مسائل دیگر ونصیحتهایی که مادرها همیشه زورشان به دخترها می رسد حتی وقتی متاهل می شوند وهمیشه مادرها این جمله را مثل پتک روی سر ما می زنند که وقتی ازدواج کردی یا مادر شدی می فهمی . راست می گویند که وقتی آدم ازدواج کند بعضی چیزها را می فهمد که مثلا جقدر زور دارد ظرف بشوری وسینک آشپزخانه را تمیز کنی بعد ببینی دوباره توسط خود یا آقا ظرفها کثیف شود آن وقت است که آدم یاد این می افتد که از ماست که برماست . روز مادر مبارک و روز زن .
دوم اینکه بانوشته ی بالایی موافق نیستم که فیلم های بعد از انقلاب مبتذل تر از فیلم های قبل است آیا واقعا بر فرض وجود ابتذال در سینما این امر با فیلم های سکس آشکار قابل قیاس است؟؟؟ ودوم اینکه حقیقت امر این است که فیلم های کنونی فیلم های فرهنگی مطابق با ذهنیت کارگردان وبه نوعی فیلم های نمادین در حیطه ی جنگ نرم هستند تا فیلم هایی مانند زمان شاه در حیطه ی مسائل جنسی . فیلم امروز برای غلبه ی گفتمان فمنیسم تلاش می کند نه برای غلبه ی گفتمان ابتذال
که البته همسرم وقتی این مطلب را الان دید می گوید تویی که فیلم بین نیستی اظهار نظر نفرما . وبا پوزخند می گوید تو اصلا می دانی فیلم فارسی یعنی چی!!!
وما هم جواب دندان شکن می دهیم که شما چند تا از فیلم های قبل از انقلاب را دیده ای که اظهار نظر می کنی .
شاید فیلم طاغوتی دیده ای....!!!!! ؟؟؟
تتمه اینکه سالگرد امام به کوری هرکس نتواند دید ما هم می رویم پشت رهبر مان نماز میخوانیم.انشالله
می دانم از کی شروع شد از همان لحظه که برای پولم نقشه کشیده بودم وبعد تو دوستم را اجیر کردی که به من زنگ بزند وبگوید کسی به پول تو نیازمند است ومن دل کندم هرچند نقشه کشیده بودم وهرچند می دانستم شاید هیچ وقت بدستم نرسد واز آن به بعد دیدم آن چه را که دوست داشتم ببینم ، هر چند گاهی در مقابل پازل امتحانت کم می آورم ولی تو دستم را گرفتی ،از همان شب شهادت حضرت زهرا که دلم شکست ودر دو راهی ماندم تا الان وچقدر زیباست با تمام سختی بنده ی تو بودن .
خدایا تو را شکر ،تو را شکر، تو را شکر خدا رو شکر که به من یاد آموختی که بگویم خدایا شکر خدایا شکرو از اینکه صدایم را شنیدی ممنونم وبازهم بشنو
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا.
اللهم اغفر ذنوبنا وثبتنا علی دینک.
واین بار خطابم به شماست ای سرورومولای ما :
یا صاحب الزمان الغوث والامان من فتنه آخر الزمان .
دعا کنید برای من و سید حسام الدین خدا کند غربال مستضعفان باشیم
نمی دانم پیامکهای ختم صلوات وقرآن برای رفع زلزله برای شما هم یکی دو هفته ی اخیر آمده بود یا نه؟ مهم نیست که آمده بود واصلا مهم نیست که آیا به توصیه ی پیامکی توجه نمودید وآن را برای پنج نفر دیگر ارسال کردید یا نه مهم این است که زلزله یا هر بلای آسمانی یا زمینی من جمله گرانی، خشکسالی که فکر کنم یکبار تهدیدش را در نهج البلاغه خواندم شاید هم جای دیگر معلول گناه است خب چه می شد اگر به جای این پیامکها کمی نهی از منکرمان وامر معرو ف ترک شده را احیا کنیم تا زلزله یا هر بلای دیگر نابودمان نکند ، علت را بر طرف بکنیم صلوات واینها پیش کش مان؟ البته یک آیه ی قرآن هم هست که من دقیقا نمی دانم کدام آیه یا کدام سوره است که مضمونش این است که به بعضی هم مهلت دادیم که یک چند صباحی خوش باشند وبعد یک گوشمالی حسابی به آنها بدهیم حالا این آیه می تواند شمولش تمام جهان را فرا بگیرد.
دوم در باب بحث حجاب که این روزها رسانه های خبری را پر کرده . اعتراض به این مسئله بسیار خوب است اما در کنار آن باید دید که آیا بسترهای فرهنگی برای تفهیم حجاب هم فراهم قرار است بشود یا خیر؟ چرا که در این زمینه ها واقعا با فقر کار فرهنگی مثلا یک کتاب خوب روبرو هستیم .
میتوانم به جرات بگویم که حجاب را اگر کسی می خواهد عقلانی بفهمد باید در عشق به همسر ویک زندگی متاهلی درک کند ، واقعا درکش اسان است و دیدن وضعیت نامناسب زنان در خیابان که من فکر میکنم بیشتر معلول ضعف عملکرد ما باشد برای یک زن دردناک وزجر آور است.
سوم خداوند گاهی فتح خیر میکند که آدم را در مسیری بندازد که به باطل بودن خیلی حرفها وکس ها با مطالعه وتحقیق وپرس جو بیشتر ایمان بیاورد ، دست خدا خوش.
چهارم به نظر می رسد ساعت ده صبح 23 اردیبهشت من به دنیا خواهم آمد ،
داد می زند.تو هم داد می زنی.اما اشتباه نکن داد زدن تو با داد زدن او متفاوت است.او داد می زند برای دفاع از حقوق بشر و تو داد می زنی تا آزادی را محدود کنی.
پرخاش می کند.تو هم پرخاش می کنی.اما اشتباه نکن پرخاش او نشان آزاداندیشی و زیر بار حرف های بی مبنا نرفتن است و پرخاش تو بی اخلاقی و بی ادبیست.
حتی ممکن است بزند وممکن است تو هم بزنی وباز هم اشتباه نکن او می زند تا خفه کند اعتراضی را که علیه دموکراسی ورای اکثریت است وزدن تو خشونت محض وچماق به دستی است .
نظریاتش را بی موقع وبا موقع می گوید تو هم نظریاتت را می گویی .نه نه نه این بار هم اشتباه نکن نظریات او ناشی از فکر باز وروشن فکریست ونظریات تو افکار پوسیده ی بی ارزشیست که ناشی از تحجر است وارزش طرح ندارد .
و...و...و...
وتو هیچ وقت نباید فکر کنی فعل تو مثل فعل اوست . او همیشه کارهایش درست است وتو همیشه کارهایت اشتباه . او روشن فکر وخوش فکر وعالم به دهر است وتو متحجر وسنتی ونادان.
باید هم فرق باشد بین تو واو!!!
سید حسام الدین زندوی ((نویسنده ی جدید وبلاگ )) .
تکرار می شوی ودوباره تکرار وتکرار ودر این تکرار مظلومیت علی علیه السلام تکرار می شود ومظلوم می شود ومظلوم وهر بار مظلوم تر با یک بهانه ای مظلوم می شود
اوف علیک یا دنیا از تکرار آدمها از تکراروتکرار وتکرار سقیه
اوف علیک یا دنیا مهدی نیا
اینجا تروریست ها زیادن!!!!
این را برای کسایی می نویسم که وقتی من از همسرم صحبت می کنم حالشان بهم می خورد .
سعی کن هر وقت به وبلاگم می آیی کنارت سطل آشغال باشد .

به فکر سلامتیت باش وجهت بهم نخوردن حالت هیچ وقت نیا .
امضا : خودم
بر فرض مثال چهارشنبه سوری را پاسداشت یک رسم ایرانی باشد ، خب آخر کجای این رسم مردم آزاریست؟این شب آنقدر رسم های جالب از نظر تاریخی مثل بستن ربان به دور کوزه توسط دختران وباز کردن ربان توسط عاشق دارد که جا برای بمب وجنگ جهانی چهارم نمی گذارد . چهارشنبه سوری که می شود در خیابانهای اطراف ما هیچ امنیتی وجود ندارد ممکن است یک دفعه وسط خیابان یا پیاده رو ،یک نارنجک بیندازند. خود من این روزها معمولا به جای زمین ساختمان ها را نگاه می کنم وکلی بسم الله واینها می خوانم که بلا ملا به جانم نیفتد آخر مرگ با طعن سوختن آن هم به خاطر یک آدم ... واقعا عذاب است ، خب یک بار در جهنم وبرزخ سوختن ، سوختن در این دنیا چرا؟
دوم الان دارم دنبال مولودی برای راه سفر می گردم واقعا این مولودی های به زبان ایرانی اعصاب خورد کن هستند!!از بس هیچ شباهتی به مولودی ندارند باید بنویسند نوحه های اهل بیت . اعصاب خورد کن تر از آن این است که گاهی مشتبه می شود که گرامیداشت اهل بیت فقط به عزاست ،واقعا زشت است میلاد پیامبر وامام صادق باشد وکسی شروع کند به خواندن روضه ی کربلا،اگر باطنمان خراب است در مسیر پاسداشت ولایت، ظاهر کمی سالم باشد.
سوم من نمی دانم جدا چرا کسی روی قیمت ها نظارت نمی کند ما یک شلوار خواستیم بخریم مفتح شمالی ٣٦ بود پاساز امام رضا بازار یک مغازه ٤٠ چند مغازه آن ورتر ٤٥ ، حالا از آن بدتر یک جا در هفت تیر روسری را با ده درصد حراج به همان قیمت مغازه های دیگر می فروخت!! تابلو زده بود حراج بهاری ١٠ درصدی
چهارم سال ٨٨ تحویل که شد با زور در آن شلوغی من ومادرم خودمان را در یک جای حرم عشق جا دادیم بهترین عیدی حضور بود وتناول محبت امام رئوف ، امسال غریبم پیش غریب نیستم نمی دانم که غریب نوازیمان می کند ؟برادر امام رضا؟ یا جد همسرم یکی از امامزاده هایی که به امام موسی کاظم می رسد . راستی دقت کرده اید این سادات امام زادگان زنده اند ؟
پنجم سال نو پیشاپیش تبریک . تعجب نکنید اگر امسال به اسم وحدت یا مهر ودوستی نام گذاری شود ، راستی امسال یکی از پرمصرف ترین سالها وپرهزینه ترین سالها بود نه؟. دعایمان کنید من ویار را.
